چراغونی..

گفته‌بودم‌بری‌
فرصت‌دوباره‌زندگی‌کردنو‌از‌خودم‌دریغ‌میکنم..
گفته‌بودم‌بعد‌تو‌خورد‌و‌خاکشیر‌میشم‌
و‌دیگه‌اون‌آدم‌سابق‌نمیشم‌‌و‌نابود‌میشم‌
اماّ‌زندم‌هنوز‌‌و‌دارم‌به‌تنفس‌که‌‌قطعامصنوعیِ
ادامه‌میدم..
بد‌شدی‌مثل‌قبل‌نیستی‌ولی‌من‌مگه‌
کِی‌باهات‌بد‌بودم:)؟
بد‌رفتاری‌کردم‌ها:)؟
تو‌الان‌کجایی‌نمیدونم‌من‌حاظرم‌واسه‌بودن‌تو
هرکاری‌کنم‌به‌هر‌دری‌میزنم‌که‌پیشم‌باشی
کنارم‌بمونیو‌تو‌از‌من‌فرار‌میکنی..
حاظر‌بودم‌‌زندونیت‌کنم‌که‌فقط‌نری..
واقعا‌کجایی‌انقد‌غریبه‌شدیم‌که‌از‌حال‌هم‌
باخبر‌نیستیم‌یا‌از‌حس‌هم؟
الان‌نه‌اون‌میدونه‌کجام‌نه‌من..
نه‌دیگه‌نه!
نه‌الان‌معلومه‌اون‌هنوز‌عاشق‌منه‌نه‌من‌
نه‌فکر‌کنم‌دیگه‌نه..
نمیدونی‌من‌حاظرم‌برایِ‌تو‌از‌جونم‌مایع‌بزارم..
من‌هرکاری‌میکنم‌که‌فقط‌از‌اون‌لبخندایِ‌قشنگ‌
همیشگیت‌بزنی‌یا‌خنده‌های‌دلنشین‌پشت‌تلفنت..
ولی‌خب‌تو‌نخواستی‌
گقتی‌تنهام‌بزارو‌‌من‌همیشه‌منت‌کشیدم‌
گفتم‌گوش‌کن‌فقط‌همین‌یه‌بارو!
یه‌بغض‌سنگین‌‌داره‌میده‌گلومو‌فشار‌و
که‌هرلحظه‌امکان‌شکستنش‌
هست‌‌ولی‌غرورم‌اجازه‌نمیده‌دارم..
دنبال‌تو‌هرجوره‌شد‌گشتم‌که‌پیدات‌کنم‌
ولی‌نشد‌و‌هنوزم‌در‌به‌در‌دنبال‌توعم‌
یادت‌باشه‌بودی‌شهرو‌حاظر‌بودم‌برات‌نورانی‌
کنم‌چون‌چراغونی‌دوست‌داشتی‌و‌چشمام‌تو‌
نور‌زیاد‌برق‌میزد‌و‌تو‌عاشق‌این‌صحنه‌بودی‌..
به‌یادتم‌هر‌لحظه‌هر‌ثانیه‌هر‌دقیقه‌:)👩🏽‍🦯
دیدگاه ها (۰)

با‌تمام‌وجودم‌میتونم‌بگم‌تو‌یه‌فرشته‌ای‌فقط‌شبیه‌آدمی:)🦋🫴🏽

<<آدما>>🫴🏼🖤 آدما‌عین‌همن‌یجایی‌میگن‌‌فقط‌تو‌بقیه‌رو‌میندازم‌...

بهتر‌از منه..🪽🖤

و در آخر دست ها نشان دهنده گذر زمان هستند . . !

اخه چراچرا قلبمو شکستی!؟؟ تویی که اول اسمت H هستیجوری قلبمو ...

بزار یچی بگم فشار بخورید-

باید فراموشت کنم؟فراموشت کنم؟ یعنی باید چیزی رو که از ته قلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط